بعثت پیامبر(ص)
آغاز
رسالت 27رجب، در حالی که محمد (ص) عالیترین مراحل کمال انسانی و عقلانی را در چهل
سالگی پشت سر میگذاشت، در نیمهشبی که آرامشی روحانی وجودش را فرا گرفته بود فرمان
رسالت از سوی حضرت احدیت صادر شد و با امر به «خواندن» بدو ابلاغ شد و بدین ترتیب ماهیت
بعثت، هدایت و دعوت جدید بر پایه معنویت، انسان و علم آشکار شد. حضرت (ص) در حالی که
با نگاهش جبرئیل را تعقیب میکرد و پیام آسمانی وحی ای محمد تو پیامبر خدایی و من فرشته
وحی خداوندم در دل و جانش طنین میافکند، از غار حرا بیرون آمد و روانه منزل شد. خدیجه
که در پانزده سال زندگی با وی از او جز راستی و درستی ندیده بود و با زوایای اندیشهاش
آشنایی داشت، رسالتش را تبریک گفت و بی درنگ ایمان آورد. ایمان خدیجه برای پیامبر
(ص) نسیم قرار و تکیه گاهی ارزنده بشمار میآمد. علی (ع) که بیشتر عمر ده سالهاش را
در خانه رسول خدا (ص) گذرانده و زیر نظر او پرورش یافته بود، با مشاهده نشانههای فرود
آمدن فرشته وحی، به یگانگی خدا و رسالت حضرت محمد (ص) گواهی داد.
دعوت
خصوصی ـ پنهانی و تبلیغ عملی پیامبر اسلام (ص) پس از بعثت مأموریت خود را به تدریج
و در سه مرحله انجام داد: الف) دعوت پنهانی سابقه طولانی شرک و بت پرست در سرزمین مکه
و فرو رفتن مردم در مرداب خرافهها، به پیامبر (ص) اجازه اعلان یکباره دعوت توحیدی
و شوریدن دفعی علیه همه مظاهر جاهلیت نمیداد. این دعوت جز برای گروه خاصی از اهل معرفت،
قابل تحمل نبود. رسول خدا، با عنایت به اینکه اندیشه قوی و ایدئولوژی غنی شرط اساسی
اصلاحات عمیق و ریشهدار است، تبلیغ و دعوت خصوصی را که گاهی از آن به پنهانی تعبیر
آورده شده، آغاز کرد تا با عضوگیری و تربیت هستههای اصلی تبلیغ، زمینه اعلام آشکار
و عمومی منطق نیرومندش را فراهم آورد. در این دوره سه ساله، محمد (ص) آشکارا به عیبجویی
از عقاید و کردار مکیان نمیپرداخت و ماهیت ضد ستم و اشرافیت دعوت خویش را آشکار نمیساخت؛
بلکه با چهرهای آرام همراه علی (ع) و خدیجه (ع) و کمی بعدتر زید بن حارثه که اساس
سازمان اجتماعی و امت او را شکل میدادند در مراکز پرجمعیت مکه، مانند مسجدالحرام و
منا، به نیایش خدای واحد میپرداخت. او نماز را که مجموعه معارف معنوی برای ارتباط
با معبود است، در پای کوه صفا و در منزل یکی از مسلمانان نخستین (منزل ارقم) و گاهی
فرا روی مخالفان برپا میداشت.
مسلمانان نخست و جهت گیری اجتماعی دعوت به اتفاق مورخان، خدیجه نخستین زنی بود که مسلمان
شد. از میان جوانان (مردان) امام علی (ع) نخستین فردی بود که به پیامبر خدا گروید.
زید بن حارثه نیز که سالها پیش او را در بازار مکه به غلامی فروخته بودند و در این
زمان خدیجه او را به پیامبر هدیه و پیامبر (ص) نیز او را در راه خدا آزاد کرده بود.
اسلام از همان آغاز به یک موضع گیری بر ضد ارزشهای جاهلی اقدام کرد. در واقع اسلام
آوردن خدیجه، علی و زید بن حارثه آغاز جنگ با ارزشهای جاهلی بود؛ زیرا:
مسلمانان نخست و جهت گیری اجتماعی دعوت جامعه جاهلی آن روز مکه اصالت و برتری به سه
چیز بود: مرد بودن مسن بودن. آزاد بودن. با اسلام خدیجه به عنوان یک زن، ارزش مرد بودن
و مردسالاری نفی شد. اسلام علی بن ابی طالب که یک نوجوان بود اصل اعتبار فزونی سن را
که بعدها نیز مورد استناد قرار گرفت، بی پایه گردید. اسلام زید بن حارثه به عنوان غلام
آزاد شده رسول خدا (ص)، نظام برده داری رایج در شبهجزیره را مورد حمله قرار داد
انذار
خویشاوندان و دعوت آشکار سه سال تبلیغ عملی رسول اکرم (ص) و افزایش گروندگان او زمینه
ذهنی و اجتماعی دعوت عمومی و علنی را فراهم آورد. بیش از 40 تن از نزدیکان و فرزند
زادگان عبدالمطلب که ابوطالب، حمزه و ابولهب از آن جملهاند به مهمانی دعوت شدند و
علی (ع) به دستور خدا (ع) سفرهای گسترد. پس از صرف غذا رسول خدا همگی را به خداوند
دعوت کرد و از جمع حاضر یاری خواست تا او را یاری کنند، این موضوع را سه بار تکرار
کرد و هر سه بار فقط علی (ع) پاسخ داد و رسول خدا (ص) به علی (ع) اشاره کرد و فرمود:
این، برادر، وصی و جانشین من در میان شماست.
دعوت
عمومی و آغاز صف بندی موحدان و مشرکان در مکه رسول خدا (ص) در سومین مرحله از مأموریت
خود در دعوت اجتماعی و گذر از جامعه جاهلی گامی بلند برداشت و پس از آنکه فرشته وحی
فرمان هدایت عمومی «فاصدع بما تؤمر» را به وی ابلاغ کرد، طنین «یا صباحاه» او در کوه
صفا پیچید و عموم مردم را به اسلام دعوت کرد. نسیم فزاینده آیات الهی و منطق نیرومند
پیامبر (ص) - که بر سه محور عمده یکتایی خدا، پرستش خدای واحد و سرزنش بتپرستی، و
رستگاری در پرتو توحید استوار بود نظر بسیار از مردم را به کارکرد اجتماعی دعوت جلب
کرد. گروهی اسلام آوردند، دستهای به تفکر فرو رفتند و گروههای زیر برآشفتند.
دعوت
عمومی و آغاز صف بندی موحدان و مشرکان در مکه آنها که کورکورانه از نیاکان اطاعت
میکردند. آنان که دل به خوشیهای زودگذر دنیا داده بودند و به منافع خود فکر میکردند
کسانی که خود را از سایر مردم برتر دانسته و طبقات پایین را بی مقدار میدانستند. آنان
که اعتقاد به جبر را بهانه قرار داده بودند. گروهی که بر اثر رذایل اخلاقی نمیتوانستند
موقعیت ارزشی پیامبر و خاندانش را بپذیرند. آنان که با لجاجت و تعصب بیجا مانع بیداری
سایر انسانها میشدند.
علل
مخالفت با اسلام مخالفان دعوت توحیدی پیامبر (ص) سه گروه مشرکان، یهودیان و منافقان
بودند. برخی از مهمترین علتهای نپذیرفتن اسلام و مخالفت با پیامبر (ص) عبارتند از:
جهتگیری دینی و توحیدی دعوت و مخالفت اسلام با الهه اعراب و دین رایج و موروثی حاکم
بر مکه. این عامل مهمترین علت مخالفت قریش بوده است. نتیجه جهتگیری اجتماعی دعوت
و اسلام آوردن محرومان و جوانان، فروپاشی نظام اجتماعی حاکم بود. جهتگیری اقتصادی
قرآن که نظام اقتصادی جامعه را مورد طعن قرار داد و معبود شدن ثروت و سرمایه را تقبیح
کرد و استغنا و ثروت را عامل طغیان معرفی کرد. رقابتهای قبیلگی و حسادت ورزیدن به
موقعیت ارزشی بنیهاشم و فرزندان عبد مناف بشر بودن پیامبر (ص) روی آوردن مستضعفان
به آن حضرت (ص)، اعتقاد به جبر، درخواستهای نابجا و ناممکن، اطاعت کورکورانه از نیاکان
و دلدادگی به دنیا از دیگر عوامل مخالفت با اسلام بود.
اقدامات
مشرکان سران قریش برای وصول به دو هدف مهیا کردن زمینه انزوای پیامبر یا برخورد رویارو
با آن حضرت، وارد صحنه مبارزه شدند.
شگردهای
مسالمت آمیز سران گروههایی که راه اندیشه صحیح را بر خود بسته بودند، میدانستند تا
وقتی حمایت ابوطالب از پیامبر ادامه دارد، به سبب نفوذ فراوان وی، نمیتوانند برخوردی
یکپارچه و خصمانه با پیامبر داشته باشند. از اینرو، برای پایان بخشیدن به حمایت ابوطالب
از رسول خدا (ص) نزد وی شتافتند. آنها تصمیم داشتند از رئیس قبیله بنیهاشم بخواهند
که یا محمد را از ادامه کار باز دارد و یا او را به آنان واگذارد. تدبیر عاقلانه و
سخنان نرم ابوطالب در سران قریش اثر گذاشت. بنابراین، ابوطالب را رها کردند و رفتند.
شورای مشورتی قریش برای بار دوم نزد ابوطالب شتافت، سخن تهدیدآمیز خود را از طریقه
ابوطالب به پیامبر (ص) رساند و این جواب را دریافت کرد: به خدا سوگند، اگر خورشید را
در دست راست و ماه را در دست چپم قرار دهند و بخواهند من را از پیگیری هدفم، که همان
تبلیغ آیین اسلام است، دست بردارم، هرگز چنین نخواهم کرد، تا آنکه خداوند آن را پیروز
گرداند یا در این راه کشته شوم. پس از این رویداد، ابوطالب که برای دفاع نظامی از پیامبر
آماده میشد گفت: سوگند به خدا، هیچ گاه از یاری ات دست برنخواهم داشت. آنگاه هاشمیان
و مطلبیان را گرد آورد و از آنان خواست در حمایت از رسول خدا (ص) از هیچ کوششی دریغ
نورزند. همه حاضران، جز ابولهب، سخن ابوطالب را پذیرفتند.
نیرنگهای
مردم فریب و مجمع تهمت هماهنگ پس از آنکه مشرکان از تأثیر در ابوطالب نومید شدند، طرح
گفتگوی بیواسطه با پیامبر را تصویب کردند، آنها پیشنهاد ثروت کلان، پیشوایی قبیله
و پادشاهی قوم را با پیامبر در میان نهادند. زراندوزان مکه، پس از ناامیدی از این تدبیر
به استهزای پیامبر (ص) روی آوردند. درخواست انجام کارهای فرا بشری، پرسشهای بیمنطق
و نامعقول، تهمت سحر و جنون و ... شیوههای مبارزه سپاه جهل علیه شخصیت نبی اکرم (ص)
بود.
اقدامات
علیه بنیان فکری نهضت کارسازترین سلاح رسول خدا (ص) در دعوت: پیام نهفته در آیات قرآن
بود زیرا: قرآن با تسخیر دلها مشرکان مکه را به واکنش وا میداشت. اقدامات مشرکان
علیه قرآن: 1. تحریم شنیدن قرآن. 2. ایجاد هیاهو و جنجال هنگام تلاوت قرآن 3. اسطوره،
افسانه و شعر شمردن قرآن 4. سرگرم کردن مردم به وسیلة معرکهگیرانی چون نضر بن حارث
و نقل داستانهای مردمپسند 5. تردید در وحیانی بودن قرآن 6. ترویج افسانههای منطق
ستیزی چون افسانه غرانیق
اقدامات
علیه حامیان نهضت دشوار سازی شرایط زندگی اسلام آورندگان و آزار آنان دو شگرد مشرکان
جهت جلوگیری از نفوذ اسلام بود. تأثیر دو شگرد: بازگشت تازه اسلام آوردگان به دامان
کفر و شرک. کاهش یا از میان رفتن گرایش به پیامبر (ص) در مردم عادی. شدت فشار بر حامیان
و هواداران نهضت: عامل اصلی هجرت به حبشه در سال پنجم بعثت اهداف هجرت: 1. هجرت به
حبشه روح امید را در مسلمانان ستمدیده تقویت میکرد. 2. هجرت راه را برای عمل به تکالیف
اسلامی و استمرار تبلیغ در خارج از مکه هموار میساخت.
انزوای
سیاسی و محاصره اقتصادی مبارزه منفی راهی آسان برای به زانو درآوردن اقلیتها در هر
جامعه است. سران قبایل و اشراف متنفذ قریش در یک مبارزه منفی جهت به زانو درآوردن پیامبر
(ص) و یارانش عهدنامهای به تصویب رساندند و ضمن آویختن آن در کعبه، سوگند یاد کردند
که در صورت تسلیم نشدن محمد (ص) در برابر خواسته آنان تا هنگام مرگ بدان وفادار باشند.
بندهای این پیمان عبارتند از: باید هرگونه خرید و فروش با هواداران محمد متوقف گردد.
ارتباط، معاشرت و پیوند زناشویی با مسلمانان ممنوع است. جبهه مخالف محمد در تمام حوادث
و پیشامدها باید مورد حمایت قرار گیرد. بنی هاشم و بنی عبدالمطلب به ناچار و با پیشنهاد
ابوطالب، روابطشان را در محدوده شعب ابوطالب متمرکز کردند.
توفیق
دعوت در مکه و زمینههای هجرت به مدینه موفقیت پیامبر (ص) در مکه: متزلزل ساختن مبانی
ارزشی نظام کهن قبیله ای و تشکیل جامعه ای کوچک متکی بر ارزشهای جدید یافتن پایگاه
و محیطی مستعد جهت از بن بست خارج ساختن نظام کهن جاهلی مهمترین اهداف پیامبر (ص)
در مکه بود. اقدامات: 1. عرضه اسلام بر قبایلی که برای حج و تجارت به مکه میآمدند.
2. رفتن به خارج مکه و تبلیغ اسلام در نقاط دیگر نظیر طائف.
آخرین
توطئه و هجرت پیامبر (ص) به مدینه بیعت یثربیان با پیامبر (ص) زمینه ساز هجرت به مدینه
نشست مشورتی مشرکین در «دارالندوه» به جهت از بین بردن اسلام نظریات مطرح شده: به زنجیر
کشیدن و سیاهچال افکندن رسول خدا (ص) تبعید پیامبر (ص) به نقطه ای دوردست کشتن پیامبر
(ص) به وسیله نمایندگان کارآزموده از هر قبیله تصویب نظر سوم و آماده باش افرادی از
تمام قبایل جهت قتل پیامبر (ص). فداکاری علی بن ابیطالب (ع) در لیلة المبیت و نزول
آیه شریفه: و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤوف بالعباد. از میان
مردم کسی است که برای طلب خشنودی خدا جان خود را میفروشد و خدا نسبت به این بندگان
مهربان است. (207بقره).
منابع:www.irc.ir/www.roshd.org/www.porsemani.ir/تاریخ تحلیلی صدر اسلام-محمد نصیری/قرآن